گفتهام بهآن معني نيست كه در زبانهاي ديگر وجود نداشتند. اين كاملاً غير محتمل است، چون سلامتي بهيك اندازه براي همه با ارزش است و وسايل حفظ آن براي همهٴ مردم بهيك اندازه جالب. البته كتابهاي آيين تندرستي داراي سرمشق عربياند و
سرالاسرار هم خودش تاحدي از نمونههاي يوناني اقتباس شده و يكي از مهمترين رسالههاي تندرستي
تدبيرالصحهٴ ابن ميمون است. يافتن رسالههاي عربي و عبري مشابه در مجلدات پيشين اين كتاب كار آساني است (مقدمه 2، 890-891). در مورد راهنماهاي تندرستي نوشته شده به زبانهاي محلي اروپا، بهترينش تأليف آلدوبراندينوي سيينايي (سيزدهم ـ 2) است كه به بئاتريچه اهل ساوي اهدا كرده است. در مورد آثار چيني كافي است اشاره كنيم كه رسالهاي دربارهٴ مراقبت و تغذيهٴ سالخوردگان به اهتمام تسوشوان در سال 1307 تأليف شد.
16. گرمابهشناسي (مقدمه، 2، 897-895). زمينهٴ گرمابهشناسي عجيب پيچيده است، چون نه تنها شامل استحمام به همهٴ صورتهاي معمول و با همهٴ ضمايم گوناگون از قبيل مشتمال، روغن مالي و موزدايي بود، بلكه در عين حال كاربرد درماني، داخلي يا خارجي آبها، بهويژه چشمههاي معدني و آبهاي گرم را در بر ميگرفت. از اينرو، وقتي صبح توي استخر يا زير دوش ميرويم و هنگامي كه ليواني آبمعدني را سر ميكشيم، مشغول گرمابهدرماني هستيم! همهٴ كارهايي كه برشمرديم از دير باز انجام ميشد. سنتهاي گرمابهاي جالبي در روم به وجود آمد و در اقصا نقاط امپراتوري انتشار يافت. آثار گرمابهها را در هرجا كه مهاجرنشينهاي رومي پديد آمده بود ميتوان يافت، از رم تا شمال آفريقا، سوريه يا عربستان.1 تحت تأثير مسيحيت عادت حمام كردن در غرب لاتيني از ميان رفت و تنها پس از فترتي طولاني احيا شد و اين در زمان جنگهاي صليبي و احتمالاً تحت تأثير حمامهاي اسلامي (مقدمه، 2، 1483) بود كه بسياري مسيحيان در شرق به خوبي با آن آشنا شده بودند.
مخالفت كليسا با حمام رفتن به آن شدت نبوده كه مخالفان كليسا نوشتهاند، بلكه به آن صورتي كه بود از لحاظ اخلاقي بر حق بود. كاملاً پيداست گرمابههاي عمومي به آن صورتي كه در سدههاي ميانه در بسياري شهرها وجود داشت، از لحاظ بهداشتي و اخلاقي بسيار خطرناك بود. بيشك مهمترين كار جنبي در حمامهاي عمومي سدههاي ميانه مشتمال نبود، بلكه فحشا بود.
1 .اين سنت گرمابه رفتن را روميان پديد نياوردند، بلكه در بسياري موارد خيلي قديمي است. نلسون گلوك در نامهاي به مدرسهٴ مطالعات شرقي آمريكا (به تاريخ 22 اوت 1942 از حكيمه در اردن) بارها به اين مطلب اشاره ميكند كه همواره در كنار چشمههاي بزرگ در انتظار يافتن آثار مربوط به عصر مفرغ است و بالعكس اجداد ما در دوران پيش از تاريخ هميشه در جستوجوي چشمهها بودند (آب براي نوشيدن، شستوشو، درمان) و در نتيجه آنها را پيدا ميكردند.